آسمان ها گله دارند زما، سیر شدید!
بسکه بر خاک نشستید زمین گیر شدید!
پی اکسیر بریدید زگهواره تان
وایتان باد ، نجستید و چنین پیرشدید
سر آن بار امانت چه بلا آوردید
که به جرمش همه مستوجب زنجیر شدید ؟
هر چه دفتر- ورقی بود ز توصیف شما
یادتان رفته که با دست که تحریر شدید
همه جان و همه احساس رهاتان کردیم
چه گذشته است ؟ به بی روحی تصویر شدید
صورتی مانده از آن سیرت و آن هم بی اصل
بسکه هر آینه در آینه تکثیر شدید
دیو می رفت در این چشمه به تطهیر رسد
بر شمایان چه گذشته ست که تبخیر شدید
باز هم موعظه تان راه به تاثیر نبرد
آسمان ها! که به یک شعبده تسخیر شدید
ما که تبخیر شماییم . شمایان آیا
روی این خاک چه دیدید که تقطیر شدید
محمد علی بهمنی
پ ن: یک ماهی امر مقدس «بهروزرسانی» در این مکان صورت نخواهد پذیرفت.
پنجشنبه ۲۰ خرداد ۸۹ ساعت ۵:۱۵ بامداد

9 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
ژوئن 10, 2010 در 1:07 ب.ظ.
هانيه
چقدر قشنگ بود به شرطي كه وصف حال ما نباشد.
باز هم سفر زيارتي ان شا الله؟
ژوئن 11, 2010 در 1:50 ب.ظ.
ــــــمــریــمـــــ
نه. سفر نیست. شما دعا کنید ولی :)
ژوئن 10, 2010 در 6:17 ب.ظ.
شکوفه
چرا اونوقت//////////////
لینکت کردم با افتخار…
ژوئن 11, 2010 در 1:50 ب.ظ.
ــــــمــریــمـــــ
ممنون از لطفت
ژوئن 10, 2010 در 11:04 ب.ظ.
ساناز
چرا ؟ میری مسافرت ؟
عادت کرده بودیم به وبلاگت
ژوئن 11, 2010 در 1:51 ب.ظ.
ــــــمــریــمـــــ
ممنون. انشالله به موقعش دوباره شروع میکنم. اگر عمری بود.
ژوئن 11, 2010 در 2:10 ق.ظ.
سر...باز
سلام مریم جان. خوبی همسفر؟ خیلی وقته که وبت رو میخونم. اما تازگیا به جمعتون پیوستم! خدیجه ام !
همسفر جنوب!هم اتاقی شب معراج!! صندلی جلوییت! نظرکی به وبم بیافکن!! دعام کن.
ژوئن 13, 2010 در 11:07 ق.ظ.
ــــمـــه ــــیازـــین
salam maryam jan ba eftekhar linket kardam
ژوئن 15, 2010 در 8:49 ق.ظ.
رويا
زمان امتحاناته
اميدوارم خوب بدي :)
در ضمن اين روزا خيلي التماس دعا ها!
:*