آسمان ها گله دارند زما، سیر شدید!
بسکه بر خاک نشستید زمین گیر شدید!

پی اکسیر بریدید زگهواره تان
وایتان باد ، نجستید و چنین پیرشدید

سر آن بار امانت چه بلا آوردید
که به جرمش همه مستوجب زنجیر شدید ؟

هر چه دفتر- ورقی بود ز توصیف شما
یادتان رفته که با دست که تحریر شدید

همه جان و همه احساس رهاتان کردیم
چه گذشته است ؟ به بی روحی تصویر شدید

صورتی مانده از آن سیرت و آن هم بی اصل
بسکه هر آینه در آینه تکثیر شدید

دیو می رفت در این چشمه به تطهیر رسد
بر شمایان چه گذشته ست که تبخیر شدید

باز هم موعظه تان راه به تاثیر نبرد
آسمان ها! که به یک شعبده تسخیر شدید

ما که تبخیر شماییم . شمایان آیا
روی این خاک چه دیدید که تقطیر شدید

محمد علی بهمنی


پ ن: یک ماهی امر مقدس «به‌روزرسانی» در این مکان صورت نخواهد پذیرفت.

پنجشنبه ۲۰ خرداد ۸۹ ساعت ۵:۱۵ بامداد