آدم بنشیند همین دور و اطراف،
(آدم، آدم هم نبود، نبود)
بنشیند تا،
بزرگی این مردان،
کوچکیش را به رخش بکشند،
بیش از پیش.
پ ن : باد کردن هم بد است ها. خودم را گفتم …
پ ن: آدم بنشیند این اطراف و حرف بزند با سکوتش،حرفهایی که با هزار فریاد، هیچکس نمیشنود. البت، آدم هم نبود، نبود.
پ ن: هزار تا حساب میکنی و هزار و یکی کتاب، نمیدانم چرا نمیشود که بروم و بنشینم آن اطراف. آدم نبودن دلیل نمیشود که …


بیان دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته